قبلا شوگی رو برده بودم توی حیاطمون و گذاشته بودمش توی یه قفس وروی زمین و خودمم نشسته بودم و حواسم بهش نبود چند دیقه بعد بهش نگاه کردم و دیدم که فرار کرده داد زدم"شوووووووووگی....!!!"
بعد از چند ثانیه پیداش کردم و دیدم برای خودش کمی اونطرف تر داره راه میره وبعد برش داشتم و گذاشتم توی قفسش و بردمش توی خونه...
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۳:۴۴ ب.ظ توسط ✯ویدا✯
|